Wednesday, June 06, 2007

عرصه های بی دفاع
مرحله نخست طرح امنیت اجتماعی پلیس از دختران شروع شد। انتخاب این نقطه شروع شاید برای امکان سنجی و البته بیشتر واکنش سنجی سلسله اقدامات طرح جدید بود. در مرحله دوم به لات و الوات گیر دادند و چه گیردادنی. این نقطه نگران کننده برای من است. چه این دو مرحله علیرغم اینکه از جانب مردم و خود من حمایت می شود اما حکومت با اقدامی خزنده متوجه پلیسی کردن جامعه شده است. این مساله به دختران بد حجاب و الوات محدود نخواهد بود. با اینکه مرحله سوم نیز برای برخورد با معتادین در نظر گرفته شده است اما پیش بینی من این است که در مراحل بعدی شامل مخالفان و فعالان سیاسی نیز خواهد شد. بیشتر افراد مخالف را طیف روشنفکرانی تشکیل می دهند که پلیس در موارد زیادی برای گیر دادن به آنها در موارد قبلی نیز از اتهاماتی نظیر بد حجابی، قاچاق، جاسوسی، توهین به ارزش ها و مقامات بت شده، سکس، مشروبات الکلی و پارتی و تشویش اذهان و... استفاده کرده است. گذشته از افتراء بودن بیشتر این اتهامات، باید به تفاوت تعریف جرم در نزد اقشار تحصیل کرده نیز توجه کرد. اگرچه این امر خود بخود برای کسی ایجاد مصونیت نمی کند اما امکان مجرم بودن افراد تحصیل کرده با این تعاریف بالا می رود و حال اگر از این فرصت برای گیر دادن به آنها استفاده شود فرصت مهیا خواهد بود.هیچ دلیلی وجود ندارد تا فکر کنیم در این مقطع که حاکمیت به لحاظ تاریخی دچار بحران های عدیده ای نظیر نهضت آزادیخواهی ملیتهای امپراطوری، بازسازی اصلاح طلبان، ناکارآمدی دولت اصولگرا و درگیری بین جناح اصولگرا و بنیادگرایان سنتی و البته فشارهای بین المللی شده است، از این حربه ها و مانورها استفاده نخواهد کرد. افزون بر آنکه اکنون هم شاهد چنگ و دندان نشان دادن حکومت برای مخالفان داخلی هستیم و هم انحراف افکار از گفتگوهای سیاسی با آمریکا و اروپا و صد البته فرافکنی از مسایل جاری.به هر حال این بازی با یک کارت شروع شده ولی همزمان برای چند بازی استفاده می شود. بردها و باخت ها تاثیرات مهمی در انتخابات و البته مشی سیاسی حکومت در قبال مخالفان داخلی خواهد داشت. به احتمال زیاد طیف الوات دستگیر شده در رده شعبان بی مخهای جمهوری اسلامی نظیر رضازاده بکار گرفته خواهند شد تا در اقدامات سرکوبگرانه مورد استفاده قرار گیرند. در بسیاری موارد شاهد سکوت جناح اصلاح طلب نیز خواهیم بود و فعالان ملیتها بیشترین صدمات را متحمل خواهند شد. با اعدامهای اهواز و نشانه رفتن پیکان به سمت بلوچها و گروههای مسلح کرد، شاهد نوعی جو امنیتی و سیاست سردوانی و تک گیری هستیم. با مشغول نگه داشتن ملیتهایی علیه ملیت دیگر اقدام می شود و بعد نوبت دیگری است درست مثل شاه عباس و عثمانی و ازبکها. بنظر می رسد این اقدام دولت نقطه عطفی در مبارزات اخیر ملیتهای امپراطوری باشد و با امنیتی و پلیسی کردن جو و سرکوب نظامی، راه برای فعالیت نظامی بیشتر این ملیتها و ظهور گروههای مسلح یا افزایش آنها باز شود. شاید مبارزات ملیتها با این فاکتورها به مرحله بلوغ و تکامل بیشتر برسد. به هر حال اقدامات حکومت نشانگر این است که هیچگونه امتیازی به ملیتها نخواهد داد و همه چیز به سمت تشدید احساسات ناسیونالیستی چه در بعد فارسگرایی و چه در بعد فارس ستیزی می رود. از آنجاییکه در تاریخ معاصر دولت عمده بازیگر عرصه سیاست ایران بوده و هست، همه اتفاقات آینده نیز برایندی از کیفیت و مسیر این اقدامات خواهد بود. گفتگو با غرب نیز احتمالا بر این فشارها خواهد افزود، چه به لحاظ انحراف افکار از هرگونه امتیاز دادن و چه به لحاظ وجه المصالحه قرار گرفتن. غرب در مورد چچن به روسها امتیاز داده و بعید نیست در ایران نیز آزادیخواهان اصیل را به مرکزگرایان بفروشند.هر چند این مساله به خاطر خودجوشی و عدم وابستگی مالی نهضت ملیتها به غرب نتیجه بخش نخواهد بود اما جو را به سمت درگیری های نظامی احتمالی و بروز خشونت پیش خواهد برد. امیدواریم غرب حداقل برای یکبار هم که شده نسبت به مسئولیت تاریخی خود در این مورد آگاه باشد.عدم وجود کانونهای حقوقی و سایر ساز و کارهای مدافع حقوق فعالان سیاسی و حمایت از خانواده های این افراد باعث دلمشغولی زیاد این افراد و کندی نهضت خواهد بود. چنین کانونهایی اگرچه بعضا وجود دارند اما بخاطر عدم پختگی و نداشتن استرتژی چندان مؤثر نبوده اند. چنین کانونهایی باید ابزارهای تاثیرگذار بر افکار و نهادهای عمومی ملی و فراملی تاثیر گذار را شناسایی کرده و در مانورهای خود بر آنها تاکید کنند. با این اوصاف باید شاهد سازماندهی در سطح وسیع باشیم. ناکارآمدی محفلهایی که بیشتر حالت باشگاههای دوستانه و تفریحی دارند ثابت شده و فعالان این نهضتها باید موقعیت تاسیسی و تاریخی خود را نیز در نظر بگیرند. شیوه های سنتی فقط برناکارآمدی خواهند افزود.
دنیزلیک، آزربایجان جنوبی، 02:21 ، 1386-03-05